اخراج پناه جویان از کشورهای اروپایی و فاز جدید بحران در کشور

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

 اخراج پناه جویان از کشورهای اروپایی و فاز جدید بحران در کشور

پناهندگی و روند پناه گزینی یکی از مفردات منشور ملل متحد برای انسان هااست. در خواست پناهندگی حق تعریف شده در نظام بین الملل است. کنوانسیون های مختلف بین المللی این حق را برای افراد، بدون در نظر داشت رنگ، نژاد، قومیت و مذهب به رسمیت شناخته است. از جانب دیگر میزبانان امروز پناه جویان افغانستانی، آن های هستند که همواره شعار انسان دوستی و احترام به حقوق انسانی را به دنیا یزک می کشند. همین اروپایی های میزبان هستند که افتخار می کنند مبنی بر اینکه قانون مهاجرت و پناه جوی را بوجود آورده اند و به کرامت انسانی ارزش قایل شده اند. اما امروز کجاست این کنوانسیون های دفاع از حقوق مهاجران و پناه جویان که صدها دفتر و دیوان مجلل شان در شهر های آباد اروپا تظاهر می کنند؟ جوانان و مردمان که تمام زندگی شان را در راه اروپا از دست دادند و توانسته اند خود را از مخمسة بنام افغانستان بکشند آیا مصداق این قوانین نیستند؟ یا این مردمان اصلا انسان محسوب نمی شوند که به آسانی بر سر شان معامله صورت می گیرد؟ انسان هایکه از افغانستان در این چند سال اخیر به اروپا رفته اند مهاجر نیستند. این ها پناه جویان هستند که بدنبال پناه­گاه بوده اند. پناه بردن به کشور های اروپای از ترس نابودی جان شان، از ترس کشته شدن، از ترس گرسنگی و مرگ ناشی از گرسنگی، از ترس گروگان رفتن و سربریدن در شاهرا های افغانستان، از ترس حملات داعش و تروریستان و ده ها عامل مرگبار دیگر که هر روز و هر ساعت در گوشه و کنار افغانستان قربانی کتلوی از مردم می گیرند. اینها معضلات نابود کنندة اند که مردم ما مجبور به پناه جویی شده اند. این مردم که به اروپا رفته اند مجبور بودند و حفظ جان و آبروی شان را در بدل تمام دار و ندار زندگی شان خریدند و راهی اروپا شده اند. پس قیمت که این ها پرداخته اند دستآورد یک عمر کار و تلاش بوده است و در قبال آن تنها نجات جان شان را پذیرفته اند. این بی انصافی است که در یک معامله، دولت ها و به خصوص دولت وحدت ملی حیات اینان را معامله می کنند.

بر اساس توافق و یا معامله که میان کشور های اروپایی و دولت وحدت ملی صورت گرفته است، پناه جویان افغانستانی که از آن بنام مهاجر یاد شده است باید اکثریت شان به کشور برگردانده شود، که در این صورت خطر بزرگ و فاجعة انسانی در انتظار کشور خواهد بود. مشکلات حکومت وحدت ملی در این دو سال عمرش آنقدر زیاد است که اگر این را به آن بیافزاید به یقین کندن گور خویش بدست خود شان خواهد بود. ناامنی های گسترده و سقوط ولسوالی ها بدست برادران ناراضی، نبود امنیت در سراسر افغانستان، نبود کار و شغل، فقر فزاینده، فساد گسترده و خویش خوری های نظام مند، شهر ملیونی معتادین و افزایش روز افزون جمعیت آن، فلج سرمایه کذاری و رکود اقتصادی و ایجاد شکاف عمیق میان مردم و دولت از چالش های هست که امروز دامن این حکومت دو سر را گرفته است. اما اگر صدها هزار جوان که تمام زندگی شان فدای راه اروپا در جهت پناه جستن شان از مرگ شده است، بر این مشکلات افزوده شود به صورت قطع مراسم تکفین و تدفین حکومت وحدت ملی با دستان همین جوانان و پناه جویان که از کشور های اروپایی اخراج می شوند صورت خواهد گرفت. در این صورت است که نه به نفع دولت است و نه به نفع ملت. صف ملیونی بی کاران تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده همین اکنون در کشور زنگ خطر است برای ایجاد نا امنی، دزدی های مسلحانه، آدم ربایی و در نهایت تیره شدن صفوف برادران ناراضی و تیرگی اوضاع کشور. وقتی دولت وحدت ملی نتواند این مشکل را بر طرف کند، در عجبم چرا دامنة این معضلات را با برگرداندن پناهندگان از اروپا گسترده­تر می سازد؟. نبود مدیریت درست و درگیری های درون ساختاری سبب شده است تا ورژن جدید از مشکل در برابر آیندة نظام و پروسة دموکراسی در کشور در قالب خیزش های مردمی رخ باز نماید. آیا باز گشتاندن اجباری پناه جویان و آوردن صدها هزار جوان از اروپا تقویت این چالش های اساسی نیست؟ یقیناً اگر سیل از جوانان که در این چند سال به اروپا رفته اند در این اوضاع به کشور برگردانده شود طوفان خواهد شد که بنیاد حکومت و نظام را در افغانستان از بین خواهد برد. "چرا عاقل کند کاری که بارآرد پشیمانی؟" ما به کدام مشکل خویش تا هنوز فایق آمده ایم که بحث مهاجرین مانده است؟ چرا با دستان خود آب به آسیاب دشمن می ریزیم؟ چرا به آنانیکه اعلان می کردند که "مکه و مدینه شهر های امن هستند، اما امروز مسلمانان از افغانستان و عراق به شهر های اروپا پناه میاورند" دروغ می گویم که افغانستان امن است؟ کجاست امنیت؟ در مراسم دینی و مذهبی در امن ترین نقطة کشور یعنی کابل مردم سلاخی می شوند. مردم در شاهراه امنیت ندارند. شاهراهی در افغانستان نیست که قتلگاه انسان های بی گناه و مسافرین عابر نباشد. مردم از بی کاری و گرسنگی به باندهای تبه کار و آدم ربایی ها روی میاورند. کدام یکی از این همه چالش ها را دولت وحدت ملی حل نموده است که مشکل پناه جویان را با بازگشت اجباری به کشور در برابر وعده ها حل می کند؟ می ترسم از روزیکه با ورود صدهاهزار جوان پناه جو از اروپا دیگر دولت و نظام نباشد و همه جارا داعش های عقده یی که همین جوانان باشند بگیرند و انارشیزم و صفحة جدید از تاریخ افغانستان ورق بخورد. دشمنان کشور در پی فرصت اند نباید این فرصت و نیرو را ما بدستان خود برای آنان مهیا نمایم. اگر واقعاً دلسوز این ملک و مردم هستیم به زخم این پیکر نمک نپاشیم، بلکه در پی مداوا باشیم. توجه اساسی بر اینهای که اکنون در افغانستان زندگی می کنند و هستند از طریق ایجاد فضای امن برای زندگی، مساعد نمودن زمینه های شغلی و از بین بردن فاصله های میان دولت و مردم اوضاع را بهتر بسازیم، تا دیگر جوانان و نیروی فعال ما راهی کشور های بیرونی نشوند.   

 

+ نوشته شده توسط مهدی شیرزاد در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 22:48 |
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:17
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها