سرنوشت پناه¬جویان افغانستانی در اروپا چگونه خواهد شد؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

سرنوشت پناه­جویان افغانستانی در اروپا چگونه خواهد شد؟

اوضاع امنیتی بسیار شکننده و بحرانی افغانستان در جریان سال 2015 م زمینه ساز سیل از مهاجرت قشر جوان ما به صوب اروپا گردید. نا امیدی از ادامه کار نظام و حکومت وحدت ملی در سال گذشته روحیة تمامی مردمان این ملک را تحت تأثیر قرار داد. این معضل بزرگ ملی و سراسری ناشی از کش و قوس های بود که در جبین حکومت وحدت ملی به وضوح دیده می شد. نا امن شدن مناطق که قبلا امنیت نسبی داشتند، فضا را برای ادامة زندگی عادی، مردمان این سرزمین تنگ نمود. بی توجهی های نظام به نا امنی شاهراه ها و آب انداختن به آسیاب دشمنان این مردم از طریق بی برنامه­گی و بی نظمی های درون ساختاری و اغماض نمودن بر جنایات، راه گیری و گروگان گرفتن مردمان بی گناه و قتل و سر بریدن های آنان همه زمینه را مساعد نمود تا مردم و بویژه نیروی فعال و کارآمد این سرزمین به خاطر نجات جان شان راهی دیار فرنگ شوند. در کنار اینکه، بی کاری در طی این دوسال بنابر عوامل مختلف از جمله بی نظمی های درون دولت، زندگی را برای خیلی از جوانان در این کشور ناممکن ساخته بود. این ها تماماً عوامل است که ریشه در درون نظام و کشور دارد. بدین معنا که خود ما سبب شدیم تا طوفان از مهاجرت های اجباری را بوجود بیاوریم. پناه جویان افغانستانی که در جریان چند سال اخیر و به خصوص سال گذشته کشور را ترک نموده اند و راه اروپا را با قبول تمامی مشکلات و حتی مرگ در پیش گرفته اند مجبوران هستند که زندگی شان در این کشور به نحوی از انحا تهدید می شده است. موج اخیر پناه جویان در جریان سال پار، خودش باید به دنیا نشان داده باشد که معلول مشکلات خیلی ها عمیق و ناامید کنندة از این کشور است. شبیه چنین موج مهاجرتی چرا در سال های گذشته تجربه نشد؟ پس باید تحلیل ژرف جامعه شناسانه از اوضاع افغانستان و بحران های این کشور داشته باشیم و این نکته باید درک شود که در سال 2015م چشم انداز امنیتی، اقتصادی، کار و اشتغال و ادامة زندگی در افغانستان چرا یکباره به بنبست نزدیک می شود و مردم تمامی دار و ندار زندگی و ریسک راه قاچاق و غرق شدن در دریا را به جان می پذیرد و به خاک سبز اروپا پناه می برند؟. سبُک اندیشی و تصمیم ها و برخورد های سیاسی با این پدیده به یقین بحران کنونی کشور را به توان چند بالا خواهد برد.

توافق های نه چندان موافق با کنوانسیون های بین المللی دفاع از حقوق پناه جویان و مهاجران که در این اواخر میان افغانستان و کشور های اروپای به امضا رسیده اند بیشتر روحیه سازش های سیاسی دارد تا درک از اصالت این پدیدة ناشی از بحران. با کاهش دادن فرصت های پذیرش برای پناه جویان افغانستانی و بعد، باز گرداندن اجباری و یا توافقی میان دو دولت نه تنها ظلم و نادیده گرفتن حقوق فردی اشخاص است که بدنبال پناه گاه اند؛ بلکه نمک است بر زخم کهنه و ملتهب شدة نظام و ملت افغانستان. کنوانسیون 1951 ژنو در مورد وضعیت پناهندگان که یکی از منشور های پناهندگی در سطح بین الملل است در یکی از ماده هایش به صراحت تذکر می دهد اینکه: "حمايت در مقابل اخراج و بازگردانيدن به كشور مبدأ". توافق میان دولت افغانستان و کشور های اروپایی از جمله سویدن اگر نگاه یک­جانبه بر سرنوشت مهاجرین و پناهندگان افغانستانی نیست، با مواد این منشور پناهندگی که از همه بهتر اروپایی ها از آن دفاع می نمایند همسوی و تطابق باید داشته باشد، که با تأسف این هماهنگی کمتر دیده می شود. حمایت در مقابل اخراج و بازگرداندن به کشور مبدأ اصلاً فراموش شده است و به جای آن تأکید و توافق بر تعریف های غیر پناه هندگی بر آنان شده است تا از این طریق توانسته باشند چانس پذیرش آنها را کم و در نهایت اجباراً راهی کشور مبدأ شان نمایند. در قسمت دیگر این کنوانسیون بین المللی آمده است که: "كنوانسيون مجموعه‌اي از حقوق اجتماعي و اقتصادي را در شكل مجموعه‌اي از رفتار با پناهندگان به رسميت مي‌شناسد كه از رفتار پذيرفته شده با خارجيان تا حداقل رفتار پذيرفته شده با اتباع خودي را دربرمي‌گيرد". تطبیق و اعادة چنین حقوق و فرصت های پیش بینی شده برای پناه هندگان در این منشور جهانی، در این توافقات میان دول میزبان و مبدأ دیده نمی شود. کجاست همان حقوق اجتماعی و اقتصادی و رفتار های را که به رسمیت شناخته اند، در مورد پناه جویان افغانستانی در نظر گرفته شده است؟ بستر اجتماعی و معضلات اقتصادی این پناه جویان آیا سزاوار توافق های هستند که دولت افغانستان و دولت های میزبان می کنند؟. تذکر اساسی دیگر در کنوانسیون 1951م این است که: "كشورهاي عضو بايستي قبول تابعيت و يكسان ساختن وضعيت پناهندگان را تسهيل نمايند".یکسان ساختن وضعیت و رسیدگی به امور پناهندگان بدون در نظر داشت رنگ، دین و کشور مبدأ که از ماده های این منشور و مورد حمایت اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز است، چرا در قسمت پناهندگان افغانستانی مورد توجه نیست؟ بنابر این توافق های دو جانبه دولتی بدون در نظرداشت حق و حقوق افراد تحت عنوان مهاجر و پناهنده خیلی همسویی با کنوانسیون های بین المللی پناهندگی ندارد یا حد اقل اصرار بر ماده های این کنوانسیون ها در جهت دفاع از پناه هندگان افغانستانی نشده است. به صورت نمونه دو ماده اساسی تفاهم نامه همکاری دولت افغانستان و سویدن این است. ماده اول تحت عنوان محدوده: "این تفاهم نامه به هدف بستر سازی همکاری پیرامون آدرس دهی و جلوگیری از مهاجرت های غیر قانونی، بازگشت و پذیرش مجدد آنعده مهاجران غیر قانونی که بعد از در نظر گیری تمامی قوانین بین المللی مرتبط و مراحل قانونی نتوانسته اند، حمایت های بین المللی و یا بخش از فرایند کلی همکاری دولت افغانستان و سویدن را کمایی کنند، ترتیب گردیده است". ماده دوم این تفاهم نامه با عنوان هدف آمده است: "خواست شرکت کنندگان با استفاده از این تفاهم نامه چنین است تا بتوانند فرایند مقدماتی هماهنگی نزدیک، کمک های بشری انساندوستانه مرحله وار را برای فرایند عودت کنندگان از کشور سویدن بستر سازی نمایند که روند ابتدایی بازگشت داوطلبانه را محترم می شمارد، و محاسبات و ضعیت اهمیت ایمنی، وقار و برگشت دوامدار را در نظر می گیرد". در این دو ماده اساسی این تفاهم نامه دیده می شود که بیشتر توجه و تأکید بر بازگشت مهاجران و جلوگیری از مهاجرت های غیر قانونی است، نه کدام مساله اساسی و کلیدی دیگری که به روشن شدن سرنوشت مهاجران در کشور سویدن کمک نماید. یعنی محور اصلی همکاری در بازگشت مهاجران است، نه همکاری که روند پذیرش پناه جویان را در کشور میزبان تسهیل نماید. این طور معلوم است که کار تمام است، یعنی پناه جویان افغانستانی محکوم به اخراج اند، اما باید ما تلاش کنیم که این روند بازگشت را داوطلبانه احترام کنیم. گرچه بازگشت داوطلبانه حق اساسی هرفرد افغانستانی است و اینکار خیلی نیازمند به تفاهم های بزرگ بین المللی نیست. همین طور ماده های دیگر این تفاهم نامه همکاری میان افغانستان و سویدن تأکید بر مکانیزم ها، شیوه ها و کمک های محور تفاهم نامه (بازگشت) است.  بنابراین میان محتوای این تفاهم نامه و ماده های کنوانسیون های در ارتباط به امور مهاجران کمتر می شود جمع کرد.  

با عنایت دقیق به منشور های بین المللی پیرامون پناهندگان و مقایسة آن با توافقات اخیر حکومت وحدت ملی با میزبانان پناهندگان افغانستانی در اروپا، واضح می گردد که مردمان افغانستان که به صورت پناهنده در کشور های اروپایی قرار دارند یا اساساً جز خانوادة بشری نیستند و دارای هیچ نوع حق و حقوق نمی توانند باشند یا بستر زیست حیاتی و اجتماعی مملو از مشکلات این کتلة عظیم بشری را دولت های اروپایی نمی دانند یا در نظر نمی گیرند؟ زیرا مصیبت های فراوان همین اکنون افغانستان را با حالت بد قرار داده است. پس بازگرداندن اجباری و توافقی این مجموعة بزرگ که زندگی خویش را در راه رسیدن به اروپا به مصرف گرفته اند حل مشکل است یا افزودن بر معضلات این ملک؟ سهل انگاری با زندگی و سرنوشت 250 هزار جوان کار عقلانی نخواهد بود و اینکار تقویت کننده همان شکافِ هست که اکنون نیز متأسفانه میان ملت و حکومت وجود دارد. لذا توافق های سیاسی پیرامون اخراج و بازگرداندن پناه جویان که زندگی و سرنوشت جمعیت قابل ملاحظة از مردم ما را شدیداً تحت تأثیر می گیرد کار خطرناک خواهد بود و این مسأله بحران کشور را تقویت خواهد کرد.

 

+ نوشته شده توسط مهدی شیرزاد در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 22:50 |
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:17
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها