خشم طبیعت به بهانه زمستان در هزاره جات

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

خشم طبیعت به بهانه زمستان در هزاره جات

افغانستان از لحاظ اقلیمی به چند حوزه مختلف قابل تقسیم بندی است. مناطق هستند که زمستان نرم و نسبتاً ملایم را دارا می باشد. قسمت از مناطق افغانستان زمستان نه چندان سرد اما گاهاً برف گیر اند مانند کابل و بعضی مناطق شبیه آن. اما حوزه های هستند که زمستان خیلی سرد و پر برف را تجربه می کنند مانند مناطق کوهستانی رشته کوه هندوکش، حوزه آبگیر یعنی دو طرف سلسله کوه بلند و برف گیر بابا در مناطق مرکزی افغانستان. این مناطق که عمداتاً کوهستانی و بسیار صعب العبور اند دارای اقلیم خشین و سرد است. زمستان زود راس و طولانی را این حوزة از کشور تجربه می کنند و همواره شاهد برف باری های شدید در این کوه پایه ها بوده ایم. تابستان ها در مناطق مرکزی افغانستان کوتاه و فرصت بسیار اندک برای کشت و زراعت های سنتی است. هوای این مناطق به صورت عموم در تابستانها معتدل و در فصول دیگر از سال بهار، خزان و زمستان خیلی سرد و همراه با طوفان های شدید برف وکولاک است. بویژه زمستان مناطق هزاره جات را بدون مبالغه می توان قهر طبیعت نامید؛ زیرا کوهای سر به فلک کشیده در این قسمت از جغرافیای افغانستان بستر بسیار مناسب را برای سردی هوا و کولاک های شدید و سنگین مهیا نموده است. ارتفاع این مناطق از سطح بحر علت دیگری است که در طولانی بودن زمستان کمک شایان می نماید. موقعیت رشته کوهای این منطقه طوریست که اکثراً از شرق به غرب افتاده اند و دیوار های بی نهایت سرد را میان مناطق مسکونی بوجود آورده اند. پراکنده گی جمعیت و نفوس به علت زیاد بودن کوهای بلند و سخرة راه رسیدن و ارتباطات این مردم را با همدیگر به شدت با سختی مواجه نموده است. دره های عمیق و تنگ که سکونت گاه های مردمان هزاره جات اند هر کدام توسط گوهای مرتفع احاطه شده اند و راه های ارتباطی را بی نهایت سخت و خطرناک ساخته اند. گذرگاه های صعب العبور و بسیار مرتفع در این مناطق زیاد است که دو یا چند منطقه را با هم وصل می سازد. هزاره جات کوهای دارند که برف از زمستان گذشته تا زمستان آینده باقی می مانند. به هرحال تمامی مناطق مرکزی و هزاره جات در قلعة آهنین و خشین طبیعت محصور اند و سکوت زمستان های طولانی و سرد زندگی ساکنین این منطقه را به شدت ایستا نموده است.

در کنار اقلیم طبیعی سرد و مشکل آفرین نبود امکانات و سهولت های زندگی در این مناطق، مشکلات فراوان را به بار می آورد. نبود کلینیک های صحی و کمک های اولیه صحی در مناطق نزدیک تر و قابل دسترس هر از گاهی سبب مرگ و میر مادران، نوزادان و اطفال ساکنین این مناطق می شود. نبود دارو و داکتر و عدم راه های ارتباطی به مناطق که در آن حد اقل از امکانات صحی فراهم اند در خیلی از موارد باعث شده است که مریضان از بین رفته اند. کوتل ها و راه های خامه و صعب العبور که در سه یا چهار ماه سال به علت آمدن برف های سنگین بسته اند قسمت های زیاد این مناطق را به قلعة آهنین تبدیل می کند. محصور در پشت کوهای بلند و در دره های عمیق و به شدت سرد با امکانات فوق العاده کم زمینه بروز انواع از مرض های ساری و ناشی از سرما را بوجود می آورد که سالانه و در هر زمستان تعداد از هم وطنان ساکن در این مناطق را با مرگ رو به رو می سازند. فقر و مشکلات اقتصادی این مردم در کنار خشم طبیعت و در کنار بی توجهی دولت ها مزید بر علت شده و بستر مناسب را برای تشدید معضلات فراهم می نماید. اساسی ترین مشکل این مناطق کوهستانی نداشتن سرک های پخته و یا سرک های درجه دو با قابلیت ترافیک بالا تر است، که بتوانند حد اقل در برف های نسبتاً کمتر قابلیت پاک کاری را دشته باشند. به جز از چند منطقه بسیار انگشت شمار، دیگر تمامی مناطق هزاره جات سرک ندارند که در فصول سخت سال ظرفیت عبور و مرور را دشته باشند، یا این سرک ها بسیار خطرناک و باریک و دست ساخت اند که امکان ندارند در موجودیت برف از آن عبور نمود، یا برف به حدی زیاد است که با وسایل ساده و دست داشتة آن مردم نمی شود آن را از روی سرک پاک نمود. بنابر این زمستان قسمت های مرکزی افغانستان مرگبار ترین اقلیم است در سطح کشور.

ساکنین این مناطق که سالهاست با چنین سختی های زندگی را سر می کنند از اواسط فصل خزان آمادگی زمستان دور و دراز را دارند و تمامی داشته های شش ماه از سال که نسبتا گرم و فضای مساعد برای کار و تلاش اند در شش ماه سرد و زمستان می خورند. هیزوم هنگفت برای گرم نمودن خانه های گیلی و پخت و پز مواد غذای شان در اوایل خزان جمع می کنند. در این اواخر آنان که وسع اقتصادی دارند مقدار زیاد از دارو و دوا های را که کمی با آن ها آشنایی دارند و می دانند که برای امراض ناشی از سردی در فصل زمستان بدرد می خورند پیشاپیش خریداری نموده و در خانه های خویش نگه میدارند تا در موقع ضرورت از آن استفاده نمایند. پراکندگی مناطق و قرار گرفتن دهات ها در پشت کوهای بلند و سخت گذر سبب شده است که امکانات اندک صحی اگر در بعضی مناطق هم موجود باشد بدسترس عموم قرار نمی گیرند. در عموم این جغرافیا که در مرکز کشور قرار گرفته است و یکی از مناطق محروم می باشد فصل زمستانش موسم مرگبار است. در زمستان مشکلات عدیدة مردمان این مناطق را تهدید می نمایند که از آن جمله بندش راه های باریک و خطرناک هستند که بیشتر توسط مردم و با ابزار کلنگ و بیل ساخته شده اند. برف کوچ های تخریب کننده هر ساله قربانی های زیاد از این حوزه جغرافیای کشور می گیرند و زندگی محقرانة این مردم را در پشت سکوت های طولانی زمستان گاهاً غمبار می سازد. با تأسف در این چند سال اخیر با توجه به اینکه کمک های فروان و ملیاردی جامعه جهانی وارد این کشور گردید، اما هیچ کار در راستایی حل مشکل این مناطق کوهستانی نشد. هیچگاه این مردم فرصت این را نیافتند که از سرک های نسبتاً مناسب و یا پخته برخوردار شوند و تا حدودی از این همه مشکلات نجات پیدا نمایند. یا به عنوان انسان و شهر وندان این ملک حق داشته باشند تا از امکانات ابتدایی صحی مانند کلینک های محلی مستفید شوند. حد اقل تا هنوز کسی پیدا نشده است که این حصار آهنین و زجر دهنده طبیعت را با امکانات دولتی جلوی شدت و کشندگی شان ر ابگیرند تا کمتر مردم به مشکلات دچار شوند. دولت گذشته در چهارده سال طلایی و کمک های سیل آسایی جامعه جهانی نتوانستند قسمتی از رنج مردم را از طریق پخته نمودن راه های ارتباطی در کوه پایه های هزاره جات تقلیل دهند. متأسفانه این مناطق همچنان مصداق این شعر محلی است: "زمستان ازره قار خدایه" .

+ نوشته شده توسط مهدی شیرزاد در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 21:2 |
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:17
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها