افغانستان به کجا می رود؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

لینک دوستان

    امکانات وب

    برچسب ها

    افغانستان به کجا می رود؟

    دقیقا دو سال است از عمر حکومت وحدت ملی می گذرد. این مدت مملو است از ناکامی ها و مشکلات بزرگ و فاجعه آفرین. انتحاری های پی در پی در شهر کابل مرکز حکمروایی آقایان دکتر غنی و عبدالله، خواب را از چشمان انسان های این شهر گرفته است؛ هیچ کسی امید ندارد، وقتی صبح از خانه بیرون می شود، که عصر به خانه می آید، یا که راهی خانه ابدی می شود؟. نا امیدی مبتنی بر نا امنی روز افزون در سراسر کشور و بخصوص در بزرگ شهری چون کابل در دیدگان همة شهروندان به وضوح دیده می شود. شهر کابل تبدیل به شهر کاملاً نظامی شده است. دیوارهای کانکریتی معابر های بزرگ این شهر را بسته نموده اند؛ سیمای شهر کابل، هر بینندة را با ترس مواجه می سازد. اینگار در هر گوشة این شهر، در هر خیابان و سرک این شهر بزرگ، انتحاری خوابیده و منتظر است تا وحشتی دیگری را به نمایش بگذارد. اینکه مراکز قدرت، مراکز امنیتی و ادارات مهم دولتی همه گم شده اند پشت دیوار های ضخیم و بلند گانکریتی مشکل نیست شاید عادی به نظر آید و نمونه هایش را در جغرافیاهای دیگر امروز دنیا هم داشته باشیم؛ اما اینکه تمامی شهر، مراکز تحصیلی، مدارس دینی، مساجد، مراکز که مورد استفاده عامة مردم قرار دارند، حتی سرک و کوچه ها همه به تازگی ها چهرة به خود گرفته اند که هر انسان را نا امید به آیندة این ملک می سازد. اساساً چی خبر است در این کشور؟ چرا آنانیکه می دانند وجدان انسانی و بیدار خود را در نظر گرفته و به مردم نمی گویند؟ این ملت مگر چی جرمی تاریخی دارد که اینگونه سزاوار زندگی جهنمی شده است؟ نفس آدم گیر می کند از این همه دیوار های بوتونی و محافظتی. مردم کارت به گلوی شان رسیده اند، چی بکنند؟ مردم سر در گم اند، مردم غمزده اند، مردم در بدر اند. آقایان حکومت وحدت ملی چرا توجه نمی کنید؟!.

    انتحاری های پشت سر هم و کشندة اواخر در کابل درد ملت را صد چند نموده است. صدها خانوادة هستند که نان آور خود را از دست داده اند. دیگر مردم هیچ باوری به حکومت ندارند. حتی هیچ باوری به زنده ماندن ندارند. این همه انتحاری از کجا وارد کابل می شوند؟ چطور در نقاط می رسد که در هر قدمش تلاشی و پسته های امنیتی وجود دارد؟. در سراسر افغانستان امروز چی جریان دارد؟ ولایت هلمند و ولسوالی های آن قتلگاه شده است برای جوانان این ملک. در سرزمین هلمند خون کدام جوانی از گوشه های افغانستان نبوده که ریخته نشده باشد؟ جز شاهراه های پختة این کشور دیگر در کدام مناطق حکومت اتوریتة حکومتی و حضور دارند؟ هیچ ضمانتی وجود ندارد که اوضاع عمومی کشور را دولت تحت کنترول داشته باشد. قندوز در میان آتش و باروت می سوزد. ولسوالی های این ولایت به بازی موش و پشک تبدیل شده است. گاهی دولت اعلان می کند فلان ولسوالی از وجود تروریستان پاکسازی شد. گاهی هم با تاسف اعلان می کنند که فلان ولسوالی بدست مخالفین سقوط نمود. صادقانه و واقع بینانه باید گفت دولت اگر در ولسوالی ها حاکمیت دارد تنها به ساختمان ولسوالی ها است، نه به تمامی مناطق و جغرافیای آن. بدخشان نیز همین داستان است. بغلان نیز در همین تنور می سوزد. شاهراه شمال که از بغلان می گذرد در طی این دو سال مانند شاهراه کابل قندهار تبدیل به شاهراه مرگ شده است و سلاخی گاه مردمان بی پناه شده اند. از غزنی بگویم، این ولایت پهناور و به شدت نا امن دارای هجده ولسوالی است که تنها حاکمیت دولت در کمتر از یک سوم تعداد ولسوالی های آن است. اگر ولسوالی های دیگر این ولایت، بدست دولت است صرف تعمیر ولسوالی و راه باریک ولسوالی تا مرکز ولایت است نه تمامی مناطق آن ولسوالی ها. غزنی را بی توجهی مسؤلان درجه یک کشور در طی چند سال گذشته و در این دوسال به جایگاه امن برای تربیه و توسعه تروریستان تبدیل نموده است. شاید دوسال پیش بود، تازه رگه های گروه تروریستی داعش در افغانستان دیده می شد، خیلی از آگاهان امور از تعلیم­گاه داعش در یکی از ولسوالی های غزنی هشدار می دادند. اما هیچ اقدام جدی که می توانست این معضل را در نطفه نابود سازد از جانب دولت آن وقت صورت نگرفت و متاسفانه تداوم بی توجهی اوضاع را بحرانی تر ساخت و زمینه را برای کسترش تروریستان هموار نمود. در حوزه شرق کشور، ولایات ننگرهار، کنر، لغمان و نورستان جولانگاه برای تروریستان بدنام داعش شده است. مردمان این مناطق هر روز شاهد جنگ، انتحار و کشتن هستند. خیلی از مردمان این مناطق غم از دست دادن عزیزانش را می کشند مانند سایر مردمان این سرزمین که بی گناه در این آتش سوخته اند. این سرنوشت واقعی مردم افغانستان است، که امروز در موجودیت حکومت وحدت ملی با آن رو به روست.

    با این توصیف افغانستان به کجا می رود؟ سرنوشت این مردم چگونه خواهد شد؟ آیا افغانستان به سرنوشت عراق و سوریه گرفتار نخواهد شد؟ با این حال مردم چی کار کنند؟ این ها پرسش های جدی است که ما با آن رو به رو هستیم. سرنوشت آیندة افغانستان به چگونگی پاسخ این پرسش های مهم بستگی دارد. در یک تحلیل کوتاه می توان اذعان کرد که اگر توجه جدی و صداقت حکومت وحدت ملی در راستای تعهداتش به ملت، در عرصة عمل دیده نشود بدون شک سه سال آیندة دوران این حکومت، جغرافیای افغانستان به قبرستان دموکراسی و ارزش های نوین این چند سال اخیر تبدیل خواهد شد. زیرا ظرفیت ها و بستر های فراوان برای ترویج نا امنی و تقویت تروریستان در کشور و منطقه وجود دارد. گرچه متغییر های که در دو کشور عراق و سوریه بحران آفرین شده است در افغانستان فعلا کم رنگ است. اما تروریستان بین المللی لانه های امن در بعضی مناطق کشور داشته و دارند. این لانه های فساد اگر به صورت جدی نابود نشوند می توانند همان فکتور های بحران زا که در سوریه و عراق در حال رشد و بحران زایی هستند در این جا هم تقویت شود. طرف دیگر معضل امروز افغانستان، مربوط به اصلاحات و مبارزه با فساد تپاه کننده در درون نظام است. این مشکل بدون تردید یکی از فکتور های اساسی در جهت ناکامی حکومت وحدت ملی است. این حکومت اگر بتواند از شر این زالوی درونی نجات پیدا کند به یقین گفته می توانیم که قسمت بزرگ از بحران را کنترول نموده است؛ زیرا با اینکار نقش مردم را در کنار نظام و به پشتوانة حکومت پر رنگ خواهد ساخت و فاصله ایجاد شده میان دولت و مردم را از میان خواهد برد. که در این صورت کشور از افتادن در منجلاب نابودی نجات پیدا خواهد کرد. اما بدبختانه عملکرد حکومت موجود طوری است که هر روز اوضاع از دیروز بد تر شده است. گرفتاری های قدرت محور و مبتنی بر منافع شخصی و گروهی در میان شرکاِ حکومت وحدت ملی ترسیم کنندة تصویری از حکومتی نیست، که به آن باور داشته باشیم تا این همه بحران را مدیریت نمایند. پس با این حال افغانستان به کجا می رود؟

    نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 7:34